تسهیلات بانکی درمان صنعت قطعهسازی نیست؛ بحران نقدینگی ریشه ساختاری دارد
بهروز حبیبی، عضو هیئتمدیره انجمن صنایع همگن قطعهسازی استان تهران، با طرح این پرسش که آیا افزایش سقف تسهیلات میتواند صنعت قطعهسازی را از وضعیت فعلی خارج کند، تأکید کرد: تا زمانی که ریشههای ساختاری بحران در زنجیره خودرو برطرف نشود، تسهیلات مالی بیش از آنکه درمان باشد، نقش مُسکنی کوتاهمدت را ایفا خواهد کرد.
به گزارش دیجی خودرو، مسئله نقدینگی برای قطعهسازان صرفاً یک متغیر مالی نیست؛ این موضوع بهطور مستقیم با تداوم تولید، تأمین بهموقع قطعات، جلوگیری از ناقصماندن خودروها در خطوط تولید و حتی اعتماد مصرفکنندگان به صنعت خودرو گره خورده است. در شرایطی که تأخیر در پرداخت مطالبات قطعهسازان، فشار هزینههای تولید و محدودیت در تأمین ارز به چالشهای مستمر این صنعت تبدیل شده، تزریق منابع اعتباری بدون اصلاح سازوکارهای اصلی، نمیتواند تضمینکننده خروج پایدار زنجیره تأمین از بحران باشد.
حبیبی با اشاره به نقش تعیینکننده جریان مالی در فعالیت بنگاههای اقتصادی اظهار کرد: «جریان مالی در سازمانها به مثابه جریان خون در شریانها حیاتی است و برای زمینگیر کردن یک صنعت یا کسبوکار، کافی است مسیرهای ورود و خروج پول مختل شود.» به گفته وی، این اتفاق بیش از دو دهه است که بهصورت مستمر در صنعت خودرو رخ میدهد و تنها در مقاطعی، با طرح وعدههایی برای کاهش مشکلات، امیدی کوتاهمدت نسبت به بهبود شرایط و رونق تولید ایجاد شده است.
وی افزود: منظم شدن پرداخت مطالبات قطعهسازان، سرمایه در گردش موردنیاز این بخش را فراهم میکند؛ سرمایهای که امکان تأمین حجم بیشتری از قطعات را به وجود میآورد و از دپوی خودروهای ناقص جلوگیری میکند. به بیان دیگر، پرداخت بهموقع مطالبات زنجیره تأمین، یکی از حلقههای اصلی حفظ جریان تولید در خودروسازان محسوب میشود و هرگونه اختلال در آن، میتواند به توقف یا کندی تولید منجر شود.
عضو هیئتمدیره انجمن صنایع همگن قطعهسازی استان تهران در ادامه، پیامدهای این اختلال را فراتر از محدوده قطعهسازی دانست و گفت: بدعهدی خودروسازان در تحویل بهموقع خودرو، نارضایتی مشتریان، کاهش اعتماد عمومی به توانمندی صنعت خودرو و افزایش تمایل بازار به خرید خودروهای وارداتی را به دنبال دارد. این زنجیره اثرگذاری نشان میدهد که مسئله مطالبات قطعهسازان، در نهایت میتواند به کاهش اعتماد مصرفکننده و تغییر رفتار بازار نیز منتهی شود.
حبیبی با تأکید بر اهمیت اعتماد در زنجیره تأمین اظهار کرد: اعتماد میان قطعهسازان و خودروسازان زمانی شکل میگیرد که پرداختها در موعد مقرر انجام شود. به اعتقاد وی، پایبندی به تعهدات مالی، زمینه همکاری بلندمدت میان دو بخش را فراهم میکند و فعالان صنعت را برای سرمایهگذاری بیشتر، توسعه ظرفیت و حفظ کیفیت تولید ترغیب خواهد کرد.
وی ادامه داد: اگر تولید خودروساز به ظرفیت واقعی خود نرسد، افزایش هزینههای سربار، کاهش موجودی انبار، ضعف جریان نقدینگی و زیان عملیاتی، چرخهای معیوب ایجاد میکند. این چرخه در ادامه میتواند زیان انباشته را افزایش دهد و بنگاهها را تا مرز ورشکستگی پیش ببرد؛ وضعیتی که آثار آن تنها متوجه یک قطعهساز یا خودروساز نخواهد بود و کل زنجیره تولید خودرو را تحت تأثیر قرار میدهد.
عضو هیئتمدیره انجمن صنایع همگن قطعهسازی استان تهران در پایان با اشاره به مجموعه مشکلات ساختاری صنعت تصریح کرد: فرسودگی ماشینآلات، زیان عملیاتی، قیمتگذاری دستوری، عدم تأمین ارز و دیگر چالشهای موجود، باعث میشود افزایش سقف تسهیلات بهتنهایی راهحل بحران نباشد. وی در توصیف وضعیت موجود گفت: «آش همان آش است و کاسه همان کاسه.»
اظهارات حبیبی نشان میدهد که تسهیلات میتواند بخشی از فشار فوری نقدینگی را کاهش دهد، اما اثربخشی آن به اصلاح همزمان سازوکار پرداخت مطالبات، کاهش زیان عملیاتی، تأمین ارز، نوسازی ماشینآلات و تعیین تکلیف قیمتگذاری در صنعت خودرو وابسته است. در غیر این صورت، منابع جدید نیز ممکن است تنها برای جبران بخشی از کسریهای گذشته مصرف شود، بیآنکه مسیر پایداری برای تولید و قطعهسازی ایجاد کند.
هیچ نظر! یکی از اولین.